زنده باد دبيركل قهرمان

بازار سرمايه به مثابة بخشي از بازار مالي نقش مهمي در ”اقتصادِ بازار“ مدرن ايفا مي‌كند. از طريق چنين بازارهايي است كه پس‌اندازها در بخش‌هاي مختلف اقتصاد ملي براي سرمايه‌گذاري در ساختمان و ماشين‌آلات به شركت‌ها منتقل مي‌شود. به‌علاوه، بازارهاي مالي چشم‌انداز آتي بنگاه‌هاي اقتصادي را ارائه مي‌كنند. تنها از طريق ايجاد بازار مالي و از جمله بازار سرماية باثبات و كارآمد در اقتصاد است كه رشد و اشتغال ممكن مي‌شود. منافع بالقوة تجهيز بيشتر بازارهاي سرمايه عظيم و بزرگ است، و البته چنين كاري با چالش‌هاي بسيار همراه است. توسعة مالي در بسياري از اقتصادهاي بازار درحال رشد باعث شده ‌است تا كسري‌هاي بودجه كاهش پيدا كند و تورم آرام گيرد. بازار سرمايه مي‌تواند به رفاه عمومي و تقويت ترازنامة خانوارها كمك كند.
در ايران نيز بخش مالي اهميت خود را يافته است. سهم بانكداري، بيمه و خدمات مالي در توليد ناخالص ملي درحال رشد است، و شايد نزديك به يك ميليون نفر در حوزة خدمات مالي مشغول به كاراند.
با اين همه، وقتي ارقام اين بازار سرمايه را با كشورهاي مشابه مقايسه مي‌كنيم درمي‌يابيم كه فاصلة ما نه‌تنها با دنياي داراي بازار سرماية پيشرفته، بلكه با دنياي داراي بازار سرماية درحال توسعه نيز بسيار زياد است.
مقايسة ايران با تركيه يا عربستان مقايسه‌اي معني‌دار است. از نظر ارزش بازار درحال حاضر، ارزش بازار سهام تركيه 60 ميليارد دلار و ارزش بازار عربستان 300 ميليارد دلار است. بنابراين، باتوجه به ارزش بالقوة دارايي‌هاي دولت كه مي‌تواند به ارزش سهام بورس اوراق بهادار ايران اضافه شود، ارزش بازار تركيه و عربستان‌ دور از دسترس اقتصاد ايران نيست. وجود دارايي‌ها در اقتصاد ايران بي‌شك كم‌تر از تركيه و يا شايد حتي كم‌تر از عربستان نيست.
اگر بپذيريم كه ارزش دارايي‌هاي قابل‌مقايسه و نزديك به‌هم داريم، آن‌گاه حجم معاملات كه بيانگر درگيري و مشاركت مردم در بازار سرمايه است، مي‌بايد مورد مقايسه قرار گيرد. اكنون درست است كه حجم معاملات بازار سهام ايران نسبت به چند سال قبل 10 برابر شده است و به حدود 50 ميليون دلار رسيده است، اما مقايسة‌ ارقام معاملاتي بورس كشور با بورس كشورهاي همساية تركيه و عربستان بيانگر موقعيت ضعيف و غيرقابل تحمل در اقتصاد ايران است.
رقم معاملات روزانة سهام و اوراق قرضه در تركيه حدود 5 ميليارد دلار است و فقط رقم معاملات سهام در عربستان روزانه نزديك به 2 ميليارد دلار است. يعني معاملات چند روز بازار در تركيه يا عربستان (كه خود بازارهاي درحال رشد يا به‌اصطلاح emerging market اند) مساوي با كل معاملات سالانة سهام در بورس كشور ماست. اين رقمي است كه باتوجه به امكانات بالقوة اقتصاد ايران هر ايراني را به‌شدت آزرده‌خاطر مي‌كند.
از اين‌رو، كساني‌كه اين عقب‌افتادگي را درك مي‌كنند، به‌درستي درمي‌يابند كه موقعيت امروز ما شتاب بيش از اندازه نيست. از ما ايراد نگيريد كه با شتاب حركت مي‌كنيم. اقتصاد ايران در همة عرصه‌ها به‌لحاظ اين عقب‌ماندگي‌ها نيازمند حركت و شتاب است. ايران به‌شدت نيازمند توسعة بازار سرمايه است. بازار سرماية ايران به‌راحتي امكان توسعة 10 برابر ظرف 5 سال آينده را دارد، همان‌گونه كه بازار بيمة ايران نيز مي‌تواند ارقام رشدهاي بزرگ را تجربه كند.
تقويت بازار سرمايه در گرو آن است كه نظام‌هاي مالي را تجديد ساختار كنيم و مقررات و نظارت‌هاي احتياطي را توسعه دهيم. اما اين‌ها كافي نيست. ما نيازمند اقداماتي هستيم كه بازار سرماية ايران را در مقابل حركت‌هاي معكوس در جو رواني حاكم بر بازار كه مي‌تواند ناشي از مجموعه‌اي از اتفاقات بيروني باشد، مصون كند.
سياست بازار مالي ايران مي‌بايد حمايت مداوم از سرمايه‌گذاران و كمك به انسجام و يكپارچگي شركت‌ها باشد.
در سال‌هاي آينده مي‌بايد شاهد اوج‌گيري معاملات ابزارهاي ”تبديل به اوراق بهادارشدن“ در ايران باشيم؛ ناچاريم بنگاه‌هاي غيرانتفاعي را نيز وارد بازار سرمايه كنيم؛ براي توسعة بازارهاي محصولات مشتقه ترتيبات نهادي و اصلاحات مالياتي لازم را به‌عمل آوريم؛ مي‌بايد اقدامات نوآورانه در اين حوزه انجام دهيم، به‌ويژه اقداماتي كه مربوط به تأمين مالي شركت‌هاي كوچك و متوسط است.
در اقتصاد ايران با وضع قوانين حمايت از سرمايه‌گذار مي‌بايد به شفاف‌سازي بازار سرمايه و نيز حمايت از پس‌اندازكنندگان در مقابل اعمال متقلبانه و غيرقانوني بپردازيم، و در مسير استحكام و كارايي بيشتر مراكز مالي كشور حركت كنيم.
بازار سرماية ايران آن‌قدر اهميت يافته است كه نيازمند قوانيني براي مقابله با معاملات نهاني و دست‌كاري در بازار باشد. شفاف‌بودن محصولات بازار سرمايه و دادن اطلاعات بيشتر درمورد آن محصولات بازار سرمايه كه شفافيت لازم را ندارند و افزودن به تعهدات صادركنندة اوراق ديگر ضرورت تام دارد.
بايد بتوانيم به نفع سرمايه‌گذاران و كساني‌كه به‌طور مشروع منابع مالي خود را در اختيار بازار قرار مي‌دهند و نيز براي رشد شركت‌هاي كوچك و متوسط كه مي‌خواهند از طريق امكان تجهيز منابع در بازار سرمايه رشد كنند، وارد عمل شويم.
چالش همة مشاركت‌كنندگان در بازار از جمله صادركنندگان اوراق، سرمايه‌گذاران، واسطه‌ها و ديگر ارائه‌كنندگان خدمات مالي مربوطه آن است كه تعادل مناسب بين ”تلفيق و بزرگ‌شدن“ و ”كوچك و جداماندن“ را در بازار پيدا كنند و به تركيب مناسبي از فعاليت داخل و خارج بورس برسند و اين البته براي مقام ناظر نيز چالشي بزرگ است.
اولويت‌هاي ما در بازار سرمايه آن است كه مصوبات و مقررات بازار سرمايه جنبة اجرايي پيدا كند؛ به‌طور كامل و هماهنگ و در طول زمان كوتاه اين مقررات اجرايي شود و شركت‌كنندگان در بازار نيز خود را ملزم به اجراي اين مقررات بدانند. در حوزة ‌نظارت هم بايد شاهد نظارت مستمر و مشابه در فعاليت همة بازيگران بازار سرمايه باشيم.
ثبات مالي، رعايت مقررات حاكميت شركتي، يكپارچگي بازار و ويژگي‌هاي جهاني خدمات مالي‌اي كه در بورس ارائه مي‌شود مي‌بايد به‌وجود آيد.
تلفيق بازارهاي سرمايه و جهاني‌شدن محدود به مناطق اروپايي و پيشرفته‌اي نيست كه بازارهاي سرماية با عمق بالا دارند. جهاني‌شدن بازارهاي مالي امروز يك واقعيت است. همة خدمات مالي اكنون در مقياس جهاني ارزيابي مي‌شود و جريان‌هاي سرمايه از قاره‌اي به قارة ديگر در جريان است و ريسك، توزيعي جهاني دارد. بنابراين، در چنين فضايي، ايران نيز نيازمند آن است كه با كشورهاي ديگر در ارتباط باشد و انتقال سرمايه به مثابة آسان‌ترين گام در راستاي آزادسازي اقتصادي و واحدكردن بازار سرمايه با همسايگان مورد توجه قرار گيرد. در اين راستا ايران ناچار است استانداردهاي حسابداري بين‌الملل و مصوبات مقامات ناظر بين‌المللي ديگر را به رسميت بشناسد و به آن‌ها عمل كند تا ثبات و آرامش در بخش خدمات مالي ايران حاكم شود و سطح استانداردهاي محصولات مالي ايراني به استانداردهاي جهاني برسد.
هدف ما در بورس اوراق بهادار ‌بايد تقويت گفتگو با بورس‌هاي ديگر دنيا باشد و با آن‌ها فعاليت‌هاي مشترك داشته باشيم و سعي كنيم به مقررات و شيوه‌هاي نظارتي آن‌ها نزديك شويم. احساس اين‌جانب آن است كه چالش‌ها و چشم‌اندازهاي آتي ما در تلفيق بيشتر با بازارهاي مالي جهاني نهفته است.
بازارهاي سرمايه بسيار شناور و سيال‌اند، و بحراني در هر بخش كشور و يا از كشوري خارجي مي‌تواند به‌راحتي به كشور ديگر منتقل شود. در سطح خرد، بازارهاي اوراق بهادار هنوز نيازمند ساختارهاي مالي و قانوني بهتر است و بسياري از بازارهاي مالي در كشورهاي درحال توسعه و از جمله ايران عمق نازل دارند.
در بازار سرماية ايران بايد به‌دنبال سرمايه‌هاي بلندمدت باشيم، و افق سرمايه‌گذاري سهامداران را توسعه دهيم. اين‌كه سرمايه‌گذار فقط به‌دنبال عايدات سرمايه‌اي كوتاه‌مدت باشد، بازار را بي‌ثبات مي‌كند.
بازار اوراق مشاركت نيز مي‌بايد به‌طور جدي توسعه يابد. صندوق‌هاي بازنشستگي مكمل بايد در بازار سرماية‌ ما بسيار گسترده شود. منابعي كه از طريق صندوق‌هاي بازنشستگي و تأمين اجتماعي موجود، حداقل‌هاي زندگي را پاسخ مي‌دهد، براي رشد كشور كافي نيست، و رفاه آتي مردم را نيز تضمين نمي‌كند. در ايران مي‌بايد به‌دنبال توسعة منابع بلندمدتي باشيم كه از محل بيمه‌هاي عمر و صندوق‌هاي بازنشستگي گردآوري مي‌شود.
سرمايه‌گذاران ايراني بايد فرا بگيرند كه بازار سرمايه ريسك دارد و محيط خارج بر سرمايه‌گذاري آنان تأثير مي‌گذارد. بايد چرخه‌هاي رونق و ركود در اقتصاد ايران را فرا بگيرند. آن‌چه بسيار اهميت دارد آن است كه بُن اقتصادي ايران و متغيرهاي اساسي يا fundamental بسيار مثبت است. قيمت نفت بالاي 50 دلار مي‌تواند اقتصاد ايران را شكوفا كند، منوط بر اين‌كه از اين وجوه به‌نحو صحيح استفاده شود.
دولت نيز بايد از بازار سرمايه حمايت كند. هيجاني كه در بازار سرمايه طي سال‌هاي اخير ايجاد شده است، مي‌بايد مورد حمايت دولت قرار گيرد، و به سمت صحيح هدايت شود. اگر به‌راستي بپذيريم رشد كشور در گرو توسعة بخش مالي است و نظام بانكي، بيمه‌اي و بازار سرمايه بايد به‌شدت رشد كند، آن‌گاه بايد بپذيريم كه حمايت دولت از بخش‌هاي مالي ضرورت تام دارد.
بازار سرمايه ديگر غيرقابل انكار است. هر سياست‌گذار و تصميم‌گيرنده‌اي به‌طور دائمي مي‌بايد آثار تصميم‌گيري خود را بر شاخص سهام درنظر بگيرد و ببيند كه دست‌اندركاران بازار چه‌نوع عكس‌العملي در قبال تصميمات آنان از خود نشان مي‌دهند. توجه كنيم كه بازار سرمايه هم‌چون هر بازاري به قول گورباچف اختراع نظام سرمايه‌داري نيست. بازار طي قرن‌هاي متمادي وجود داشته است. بازار سرمايه اختراع و ساختة تمدن بشري است.
اگر بازار سرمايه در طي سال‌هاي اخير فقط يك دستاوردي داشته است، و آن هم اين كه اكنون در اقتصاد ايران شاخصي وجود دارد كه با آن مي‌توان صحت و سقم تصميمات متخذة دولت‌مردان را از ديد سرمايه‌گذاران سنجيد، اين دستاورد خود امكان بزرگي براي اقتصاد كشور است.

قهرمان =))

آقاي سينوهه ميدونم كه تو رو عبده فرستاده توي اين سايت تا منو از كشتنش پشيمون كني

مي خواستم بگم بي خودي به خودت زحمت نده من به هر حال بعد از ماه محرم مي خوام عبده رو بكشم x(

حالا ما دو روز سکوت کردیم، دبیر کل بلافاصله قهرمان شد!!!؟؟

هنوز خیلی با ایشان کار داریم.

سیدارتا

بزودی نسخه ای موثر برای ایشان خواهم پیچید، سینوهه عزیز.

آقاي گاليور

نسخه عبده فقط مرگه

خودم مي كشمش
x(

کریم جان

باز که احساساتی شدی جانم.
آرام باش. به قول این متجددها: ریلکس !
خودم دکتر را ردیفش میکنم.

باید گذاشت، گاهگاهی، دکتر هم یک نفسی تازه کند، وگرنه خداینکرده از دست میرود.
ما مثل ایشان بیرحم نیستیم.
شب عید است، کریم جان، خدا را خوش نمی اید!!!
ولی دکتر و بازار، همان بازار است. فراموش نکن.
بازار هنوز خیلی اشکال دارد.
اشکالاتی که دکتر هرگز به انها نپرداخته، فقط نشسته خود و کارهایش را باد کرده !!!
ایشان باید دبیرکل زورخانه میشدند، نه بورس اوراق بهادار!!!
سینوهه هم که ایشان را قهرمان میدانند!!! آخه روی چه حسابی!!؟؟

سیدارتا

اين لكه ننگ رو بايد زودتر از روي زمين حذف كرد x(

از وقتي اون اومده همش سهم هاي دروپيت مي رن بالا :((

آقاي گاليور من گازلوله دارم به نظر شما با چي عوض كنم؟
=((

دبيركل قهرمان چهار سال ديگه پيشمان بمان

از معجزات ايشان اين است كه قوانين بازارگرداني و ... غدير را در هر دو ليست بيشترين عرضه و بيشترين تقاضا همزمان جاي داده است!

دكتر سينوهه همان بهتر كه پيش فرعون بموني.عقلت هم كه مثل زمان فرعون كار ميكنه :D :D

دكتر سينوهه جان

چطوري جانم.
از فرعون و فرعونيان چه خبر.
الحق كه اسمت هم به دفاعياتت از دكتر ميخورد.
ايشان دست كمي از فرعون حاكم بر بورس ندارند و مطمنآ از قوم فرعونيان ميباشند.
اين را من نميگم: بلكه اسم شما و طرفداري بي چونه و چراي شما از ايشان!!

بیخودی زور نزن جانم!!! اینها فقط جنگ زرگریه که من و شما را رنگ کنند!!!
بچه ای!!!
دکتر از اول هم الت دست کارگزارها بود و خود این کارگزارها که برای خودشون قدرتی هستند توی بازار سر کارش آوردند!!!
مگر انقلاب را که کرد!!! همین بازاریها!! البته من اینطوری شنیده ام که انها پرودوسر اصلی بودند!!
عبده، در واقع زیردست کارگزارها است!! شکست ددد مدرک مستندی است.
الان هم از شیکم پری به هم تعارف میکنند در مطبوعات.
جیبها پر ولی نفهم. هم کارگزارها و هم دبیرکل.
چه فرقی میکند، چاپیدند، خوردند و رفت جانم. بازار پکید!!!
چه فایده که کی نفهم باشد.
اینها همه از قبل میدونستند چه کار میکنند، حتی خود دکتر.
بسط شبکه هم به خاطر این بود که کل شبکه دیگر کشش نداشت، و کارکردن برای کارگزارها دیگر مشکل شده بود.

شما انگار کارگزارها و دبیرکل را خوب نمیشناسید.

ایندو با هم هستند.

فقط میرمطهری بود که کارگزارها قبولش نداشتند و برعکس.

عبده، دربست مخلص کارگزارهاست.
در ضمن بسط شبکه کارگزارها هم کار عبده نبود.
اون بسط شبکه را من پیشنهاد کرده بودم و برنامه های زیادی برای بورس دارم، ولی انشااله بعد از رفتن عبده.

عبده را شما هنوز خوب نمیشناسید جانم، نون را به نرخ روز میخورد.
یک رندیه که، لنگه نداره!!!

گیریم همه نفهم تو بازار، ما که نفهم نیستیم!!!

سیدارتا

گاليور ببينم همين شما بعد از رفتن دكتر آيا نق به جان نفر بعدي نميزني؟ :D

گاليور خيلي اظت خوشم مياد!

خوب ميفهمي ولي چه دانستن مهم نيست

ما فهميده رفت تو پاچمون

آبگینه + سپنتا + ونیرو + تولی پرس مشکوک میزنند، احیانآ بورسبازی و سفته بازی دارد صورت میگیرد!!!

سیدارتا

اقای سینوهه از شما دید بازتان تشکر میکنم

تشکر

از شما متشکرم اقای سینوهه;)

میگم رفیق یه نگاه به تاریخ نوشته ها می کردی بد نبود ! ;)

آخرین کامنت 16 مارس 2005:)

شپنا گزینه بدی نیست

عشقه عزیزم.

ایران تو پاچمونه عزیز.

محمود که جای خود دارد.

کاریش نمیشه کرد.

بودی که وار.