گالی جون فعالش کن
سلام .مطالب ذیل در خصوص فرقه مریمیه!!! با اجازه صاحبخانه ،جناب گالیور ،از کتاب «مريميه: از فريتيوف شوان تا سيد حسين نصر» جهت اطلاع دوستان درج می گردد.امید است مفید باشد.
*نصر: از تئوسوفيسم تا مريميه *
سجويک به سيد حسين نصر [متولد 19 فروردين 1312/ 7 آوريل 1933 در تهران] بعنوان يکي از تأثيرگذارترين چهرههاي تراديشناليسم شواني توجه کرده است. او مينويسد: [در سال 1957] در زماني که مريميه راه جدايي از اسلام را آغاز کرده بود، اوّلين و مهمترين پيرو مسلمانزاده خود را به دست آورد: يک ايراني بنام سيد حسين نصر که بعدها به شخصيتي محوري در تاريخ تراديشناليسم بدل شد.
بنوشته سجويک، مليت ايراني نصر مهم است زيرا ايران، از راههاي مختلف، بيش از جهان عرب به غرب نزديک بود و در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بيستم بخشهايي از نخبگان ايران بطرزي فزاينده غربگرا ميشدند. نصر سيد است يعني از تبار پيامبر؛ و پدرش، دکتر وليالله نصر، شخصيت مهم سياسي و فرهنگي بود.
سجويک ميافزايد: بخش عمده دنياي فکري نصر ساخته غرب است. در کتابخانه پدر، در کنار آثار کلاسيک فارسي، کتابهاي منتسکيو و ولتر وجود داشت. و به دلايلي که کاملاً روشن نيست او را از 12 سالگي [1945/ 1324] براي دوره دبيرستان به نيوجرسي فرستادند. [444]
نصر پس از اتمام مدرسه پدي در نيوجرسي، به يکي از نامدارترين دانشگاههاي آمريکا، انستيتوي تکنولوژي ماساچوست (ام. آي. تي.)، [445] رفت و در رشته فيزيک به تحصيل پرداخت. در ام. آي. تي. با آثار گنون و سپس از طريق دو تن از آشنايان آناندا کوماراسوامي با بيوه او آشنا شد و در کتابخانه کوماراسوامي آثار او را خواند. آشنايي نصر با آثار شوان بعد از گنون و کوماراسوامي بود. پس از دريافت مدرک ليسانس از ام. آي. تي. به دانشگاه هاروارد رفت و در رشته زمينشناسي و ژئوفيزيک فوق ليسانس گرفت. و سپس، براي دوره دکتري، به تاريخ علم روي آورد.
در تابستان 1958/ 1337 نصر تحصيلاتش را در مقطع دکتري در هاروارد به پايان برد و در پائيز همان سال به ايران بازگشت. «خيلي زود و درست چند ماهي پس از رفتن به ايران» ازدواج کرد و خانه مستقلي براي خود تهيه کرد. [446] در همين زمان، نصر 25 ساله بعنوان استاديار فلسفه و تاريخ علم به استخدام دانشگاه تهران درآمد [447] و در سالهاي بعد به سرعت مدارج ترقي را طي کرد:
«من جوانترين کسي بودم که در تاريخ دانشگاه تهران تا آن زمان در سن سي سالگي [1963] به استادي کامل ميرسيد و همچنين جوانترين کسي بودم که تا آن زمان در سن سي و پنج سالگي [1968] رئيس دانشکده ادبيات ميشد.» [448]
بنوشته سجويک، نصر احتمالاً در سال 1957، در سفر مغرب، به مريميه پيوست. [449] ميدانيم که نصر، در واپسين سال تحصيل در هاروارد و نيز پس از دريافت مدرک دکتري و پيش از مراجعت به ايران، در دو تابستان 1957 و 1958 به مغرب سفر کرد و با طريقتهاي صوفي محشور شد. [450]
نصر از سفر به لوزان و ديدار با شوان در سال 1957 نيز سخن گفته است. بنظر ميرسد سفر تابستان 1957 نصر به مغرب بعد يا قبل از سفر به لوزان و ديدار با شوان بود و در لوزان نصر به عضويت فرقه شوان درآمد. گفتيم که فرقه شوان در سال 1957 هنوز طريقت علاويه معرفي ميشد و نام مريميه در سال 1965، پس از مکاشفات شوان، پديد آمد. و گفتيم که از سال 1948 انحراف شوان از اسلام را کساني چون ريور ميديدند و در نامههاي خود به گنون او را مطلع ميکردند، و اين فرايند در سال 1950 به طرد شوان از سوي گنون و نزديکانش انجاميد. و نيز گفتيم که هارتنگ در يادداشتهايش به صراحت رويه شوان را «اسلامزدايي» خوانده و در اکتبر 1950 واسلان، به دستور گنون، جدا شدن طريقت علاويه پاريس را از شوان اعلام کرده بود.
نصر مينويسد: «در سال 1957 هنگامي که براي نخستين بار شوان را در خانهاش در نزديکي لوزان ملاقات کردم، او به مانند هميشه لباس کاملا سنتي مغربي به تن داشت.» [451] اين ديدار «پس از يک دوره مکاتبه» نصر با شوان رخ ميدهد. يعني، نصر از سالهاي تحصيل در هاروارد، يا پيش از آن در آم. آي. تي.، با شوان در ارتباط مکتوب بود. عکسي از نصر در زمان بازگشت به تهران (پائيز 1337) در کتاب *در جستجوي امر قدسي *درج شده که او را با ريش و بدون کراوات نشان ميدهد. نصر، چنانکه خواهيم ديد، در خانوادهاي لائيک و نامقيد به شرع پرورش يافت و در سالهاي تحصيل در ام. آي. تي. فاقد ريش بود و کراوات ميزد. [452] اين تغيير در پايان تحصيل در هاروارد نشانگر پيوستن او به فرقه شوان است. در همين ديدار 1957 در لوزان است که نصر مسحور «برکت محمديه» شد که از شوان ساطع بود:
«من که در ايران با پارسايان بسياري، از جمله چندين استاد و مرشد صوفي، ملاقات داشتم و به زيارت امکنه مقدس بسياري رفته بودم، هنگامي که براي نخستين بار وي را در خانهاش... ملاقات کردم، کاملاً مبهوت حضور قدرتمند برکت محمدي شدم که از وي ساطع بود.» [453]
نصر در سال 1945/ 1324، در دوازده سالگي، به آمريکا رفت و در سال 1958/ 1337 به ايران بازگشت. او کمي پس از بازگشت به ايران، در همان پائيز 1337 به کلاسهاي فلسفه علامه طباطبايي راه يافت که يک هفته در ميان در تهران برگزار ميشد؛ و در اين کلاسها با مرتضي مطهري (آيتالله شهيد مطهري) دوست شد که در آن زمان، همچون نصر، جوان بود. [454] علامه طباطبايي «استاد و مرشد صوفي» نبود و آشنايي با طباطبايي يکي دو سال پس از ديدار با شوان بود. بنابراين، منظور نصر از «استادان و مرشدان صوفي» چه کساني است؟
*نصر خردسال، پيش از سفر به آمريکا، تنها دوستان پدر را ميديد، در خانه يا در محافلي که با پدر ميرفت، و در ميان آنها محمدعلي فروغي برجستهترين بود. منظور نصر از «چندين استاد و مرشد صوفي»، لاجرم، بايد فروغي و ساير دوستان پدر باشد که بسياريشان عضو لژ بيداري ايران بودند. تعبير «استاد و مرشد صوفي»، طبق ادعاهاي تئوسوفيستها، در مورد ايشان ميتواند به کار رود. ديديم که کاظمزاده ايرانشهر تئوسوفيسم را گونهاي از عرفان و تصوف کهن شرقي معرفي ميکرد؛ و امروزه گاه تئوسوفي را به فارسي "تئوصوفي" مينويسند تا نوعي طريقت صوفي جلوه کند. و گفتيم که تئوسوفيسم از طريق لژ بيداري ايران بر انديشه جديد ايران تأثيرات عميق بر جاي نهاد. اگر چنين است، نميدانيم منظور نصر از «برکت محمدي» شوان چيست که حتي برتر از فروغي و ساير ماسونهاي بلندپايه لژ بيداري ايران بود؟ *
از تبار صوفيان کاشان
نصر در زندگينامهها و مصاحبه هايش خود را از خانواده عالمان ديني و از تبار شيخ فضلالله نوري ميخواند. اين تعلق به خانواده مادري، خانواده پدري را بکلي در سايه قرار داده، بنحوي که همگان نصر را بعنوان نواده شيخ فضلالله نوري ميشناسند نه نوه ميرزا احمد طبيب کاشي. براي نمونه، نصر در گفتگو با رامين جهانبگلو، که خواهرزاده و داماد نصر است، خود را اينگونه معرفي ميکند:
«من در خانوادهاي از علما ديده به جهان گشودهام. پدر بزرگ و نياي مادريم از روحانيون سرشناس بودند. نياي مادريم- شيخ فضلالله نوري- از بزرگترين روحانيون حاضر در صحنه انقلاب مشروطه سال 1906 بود که در همان روزگار اعدام شد.» [455]
اگر بدانيم نصر در خانوادهاي با پيشينه ماسوني به دنيا آمد، تا سه پشت پيش از نصر پدرانش در کاشان تعلقات صوفيگرانه داشتند و پدر نصر عضو بلندپايه متنفذترين سازمان ماسوني تاريخ ايران بود، سازماني که تعلقات عميق به تئوسوفيسم داشت و مروج اصلي آن در ايران بشمار ميرفت، ميتوان خط توارث ميان تئوسوفيسم و مريميه ترسيم کرد. به اين ترتيب، گروش نصر جوان در هاروارد به شوان عجيب جلوه نميکند و آن را مي*توان ناشي از تأثيرات آموزههاي پدر دانست. وليالله خان نصر در 30 بهمن 1324، اندکي پس از اعزام نصر به آمريکا، فوت کرد و اين فقدان، يادآوري خاطرات و آموزههاي پدر و دوستان پدر را در نصر جوان تقويت ميکرد. چنانکه ديديم، گذر از آموزههاي تئوسوفي به تراديشناليسم راهي است که بسياري از تراديشناليستها طي کردند. *
فرزندان و نسلهاي بعدي شيخ فضلالله نوري، مانند اعقاب بسياري از علماي ديگر، هر يک به راهي رفتند و بسياريشان تعلقي به عقايد شيخ نداشتند. يکي مادر نصر است. در کتاب در جستجوي قدسي دو عکس از مادر نصر، ضياءاشرف کيا (دختر آقا ضياءالدين کيا، پسر دوّم شيخ فضلالله نوري)، ديده ميشود. يکي به سال 1313 تعلق دارد و مادر و پدر نصر را با نصر يکي دو ساله نشان ميدهد. متعلق به زماني است که علياصغر خان حکمت، دوست وليالله خان نصر، بتازگي وزير فرهنگ شده و وليالله خان از دستياران اصلي حکمت و معاون او در دانشگاه تهران بشمار ميرفت. در اين زمان هنوز کشف حجاب (17 دي 1314)، که علياصغر خان حکمت در مقام وزير فرهنگ مجري آن بود، رخ نداده ولي مقدمات آن فراهم ميشد. عکس ديگر، نصر را با مادرش نشان ميدهد در سال 1353؛ زماني که نصر رئيس دانشگاه صنعتي آريامهر (شريف فعلي) شد. در هر دو عکس، مادر نصر را زني متجدد و فرنگيمآب مييابيم که نشانهاي از فرهنگ اسلامي در پوشش او نيست. در گفتگوي نصر با جهانبگلو، مادر اينگونه توصيف شده:
«از زنان بسيار فرهيخته و درس خوانده روزگار خود بود... نخستين زني بود که در خانواده خويش موهايش را کوتاه کرد و به همين دليل عمههايش، که دختران شيخ فضلالله نوري بودند، تا مدتها با او حرف نميزدند... در عشقش به فرهنگ ايراني کوتاه نميآمد. او در تربيت اوّليه من نقشي برجسته داشت اما برخي عقايد نوگرايانه داشت که من نميپسنديدم... از زمان درگذشت پدر، با وجود اختلاف نظر با او، خيلي به او نزديک شدم... محل نزاع ما به سرشت سرکش و نوگرايانه و نگرش فمينيستي ايشان بازميگشت. من ايشان را از عضويت در مجلس پهلوي بازميداشتم... حتي هنگامي که در بوستن بود گاهي اظهارات تند او را درباره برخي موضوعات فمينيستي و امور مانند آن با دانشجويان نميپسنديدم. اما تنشي که آنجا [ميان من و مادرم] بود ربطي به شخصيت من نداشت، بلکه پيامد چيزي بود که بر خانواده او رفته بود...» [456]
علت جدا کردن خانه از مادر و استقرار در خانه ديگر را، پس از بازگشت به ايران و ازدواج، بايد در اين روحيات مادر نصر ديد.
پدر وليالله خان نصر، ميرزا سيد احمد طبيب کاشي، از طبيبان دربار قاجار در دوران متأخر قاجاريه بود و "نصرالاطباء" لقب داشت. نام خانوادگي "نصر" به اين دليل است. وليالله خان چون پدر طبيب و طبيب دربار شد و پزشک مخصوص رضا شاه بود. در دوران قاجاريه طبيبان کاشان شهرت داشتند و اين شغل موروثي بود. تعدادي مسلمان بودند چون ميرزا ابوالفضل طبيب و ميرزا مهدي طبيب کاشي، و گروهي يهودي مانند حکيم نورمحمد و حکيم ريحان. حکيم نورمحمد معروفترين طبيب کاشان بود. سلسله ميرعبدالباقي، سادات پشت مشهدي، سادات رضوي، سلسله کلهري، سلسله مير ابوالقاسم مجتهد، و سادات منزوي طوايف سادات کاشان بودند. [457]
نصر درباره سيادت خود توضيح نميدهد. معهذا، وليالله خان 35 ساله، در برگه تقاضاي عضويت در لژ بيداري ايران، دوشنبه 27 شوال 1328 ق.، خود را «پسر نصرالاطباء از سادات پشت مشهد کاشان» معرفي کرده است. [458] تبار طايفه سادات پشت مشهدي به آقا سيد ماجد حسيني، معاصر شاه سليمان صفوي، ميرسد. عبدالرحيم ضرابي، که *تاريخ کاشان *را در سال 1294 ق. به سفارش مانکجي هاترياي پارسي نگاشته، زماني که وليالله خان يک ساله بود، در شرح تبارنامه سلسله پشت مشهدي از فردي بنام آقا سيد عسکر نام ميبرد که تنها يک پسر دارد بنام مير عبدالوهاب معروف به "آقاي حکيم" و او يک پسر دارد بنام آقا سيد احمد. [459] احتمالاً اين سيد احمد، که پدرش حکيم بود، همان ميرزا احمد طبيب کاشي است که بعداً اهميتي يافت و نصرالاطباء لقب گرفت.
ميرزا احمد طبيب کاشي و ميرزا علياکبر خان ناظمالاطباء (نياي خاندان نفيسي) و دکتر ابوالحسن خان از شاگردان ميرزا رضاي دکتر، معلم طب دارالفنون، بودند. ميرزا رضا، که اهل عليآباد مازندران (شاهي يا قائم شهر کنوني) بود، 14 سال نزد حکيم پولاک، [460] طبيب يهودي ناصرالدين شاه، شاگردي کرد و سپس بهمراه فرخ خان امينالدوله کاشي به فرانسه رفت و تحصيل طب را به اتمام رسانيد و به ايران بازگشت. [461]
آنگونه که نصر گفته، سه پشت پدري او، وليالله خان و ميرزا احمد طبيب کاشي و پدر او، اگر همان مير عبدالوهاب معروف به "آقاي حکيم" باشد، اهل تصوف بودند:
«پدر، پدر بزرگ و نياي پدريم همگي وابسته به سنت تصوف و آرمان رواداري... بودند. اما جامعيت تصوف در تربيت من، که هم ديني و هم به دور از تعصب بود، حضوري پررنگ داشت.» [462]
و ميدانيم که صوفيان کاشان، مانند صوفيان مشهد و شيراز، با صوفيان يهودي اين سه شهر پيوند عميق داشتند. جوزف ولف در سفر سال 1831 خود به مشهد، در شرح ديدارهاي خود با ملا ماشييح عجون، [463] رئيس يهوديان مشهد که به "ملا مهدي" معروف بود، درباره صوفيان يهودي توضيح داده است.
«ملا مهدي به تصوف علاقمند بود و جوزف ولف در اوّلين ديدار دريافت که او از سران فرقهاي است بهنام "صوفيان يهودي". او اين تعلق را از جوزف ولف پنهان نميکرد. يهوديان مشهد در زمان سفر اوّل ولف به مشهد (1831)... داراي تعلقات خاص فرقوي بودند و عقايدي را ترويج ميکردند که آميزهاي از يهوديت و مسيحيت و اسلام و تصوف يهودي (کابالا) و ايراني و هندي بود و چيزي شبيه به فراماسونري ولي در کسوت عرفان شرقي.
ملا مهدي از جوزف ولف پرسيد: آيا درباره تصوف چيزي ميداني؟ جوزف ولف پاسخ مثبت داد و از سفر خود به شيراز گفت و ديدارش با پسر ميرزا ابوالقاسم سکوت که رئيس صوفيان شيراز بود. ملا مهدي از اين پاسخ بسيار شاد شد و گفت: ميتواني در ميان يهوديان مشهد صوفيان بسيار بيابي. او توضيح داد که صوفيان يهودي مشهد مرشدي دارند بهنام ملا محمدعلي (اشکپوتي). آنان مانند دراويش مسلمان حشيش ميکشند تا ذهن خود را از جهان مادي خارج کنند، آواز ميخوانند، و ميکوشند در هستي، که آن را «خدا» مينامند، ذوب شوند. صوفيان يهودي منظومهاي به فارسي دارند بهنام "يوسف و زليخا" و اشعار حافظ را ميخوانند. بهنوشته ولف، علاوه بر ملا مهدي (ماشييح)، ملا فينحاس، ملا الياهو، ملا نيسان و آبراهام موشه از صوفيان يهودياند. در ميان يهوديان ايران "ملا" لقب "خاخام" بود و اين نشان ميدهد بيشتر سران جامعه يهودي مشهد صوفي بودند.» [464]
ادامه دارد....
یعنی شیعه نوع یک و دو سه داریم؟؟؟؟
حتی اگر هم به واسطه ایمان و تقوایشان هم باشد
باید تعادل در میانشان حاکم باشد.
ناسلامنی امام اول ما علی(ع) است.
کجاست ان عدل علی؟؟
ماکه همش بنز و بی ام و و تویوتا و هیوندا شاسی بلند اخرین سیستم میبینیم.
طرف میاد ماهی فروشی.
بار میاد میگه ۶ تا ماهی سفید درشت بگذار میپرسی چند به زور میگه کیلویی ۷۵ تومان. تازه میدان تره بار. اون یکی خانمه یک ماهیی حلوا بر میداره ۳۰۰ هزار تومان.
اونوقت یکی دیگه به زور میتونه یک ماهی قزل کوجیک برای خودش و خانواده اش بخره.
همشون هم شیعه هستند.
رفیقم رفته بود کربلا میگفت همه ۰یز محیا بود تا میخواستی موکب و خورد و خوراک و ختی ماساژ !!!!
نمیدونم اون واقعیته یا اینی که ما الان شاهدش هستیم بزرگوار!!!!!!!!؟؟؟؟
درود بر تو گالیور
میری اینستاگرام میبینی طرف ۷ روز هفته داره فست فود میخوره اونوقت اضافه وزن هم نداره
نمیدونم بقیهی طول روز دارن ورزش میکنن یا یه پولی دادن به صاحب رستوران که هر شب برن با پیتزاهاشون عکس بگیرن خلاصه که یه جای کار میلنگه و جور در نمیاد
یه پسر حدودا ۱۸ساله سوار کرده بودم، یه آهی کشیدم و گفتم ای خداااا
برگشت گفت خدا چیه و اصلا وجود نداره و ….
خوردیم به ترافیک، گازشو گرفتم؛ دو تا لایی میلی متری کشیدم، یهو داد زد آقا توروخدا آرومتر، موقع پیاده شدن هم گفت خداحافظ …
تازگیا مردم چقدر زود ایمان میارن!
مسافرکشی
دوتا دختر کنارم تو تاکسی نشسته بودن
یکیشون از دوسش پرسید: مدافعین حرم کیا هستن اصن؟
دوستش هم خیلی جدی جواب داد: همونان که یه چیز پشمالوى رنگى جلوی حرم دسشونه، میزنن به آدم و میگن خانوم برو جلو
من
چیز پشمالوی رنگی
راننده تاکسی
و بازم من
....
داداشم میگه حالا که هیچ حمام عمومی در شهر نیست بهترین بیزینس احداث حمام عمومیه! و به زنشم گفته تو هم منشی حمام بشو.
منم گفتم حمام دلاک میخواد نه منشی
یعنی حرف بدی زدم که اخم کردن؟
مبارکِ #آقازاده جناب آیتالله محمد محمدی نیک #ریشهری تولیت حضرت عبدالعظیم باشد. بخیل که نیستیم شاید از آثار وضعی غبارروبی حرم حضرت است
این تایپیک را از کجا اوردید؟؟
من این تایپیک را ایجاد نکردم.
چند سالی فعالیتم خیلی کم شده بود که انگاری یه بابایی با نام من جور من را کشیده بود. دستش هم درد نکند.
یادم نیاد جند سال میش دیدن دو تا گالیور وجود داره البته پستهای اون خیلی کمتر بود تا من اعتراض کردم دیگر از اون ایدی فیک خبری نشد.
در هر صورت ممنون که این تاپیک را بالا اوردید.
سپاس کوپر گرامی.
حسن روحانی: هاشمی رفسنجانی مظلوم تاریخ ما بود
رئیس جمهوری در مراسم دومین سالروز مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی او را معمار خاتمه دادن به جنگ ایران و عراق خواند. روحانی میگوید فرمان عملیات "کربلای چهار" را که در مورد آن روایتهای متناقضی مطرح شده رفسنجانی صادر کرد.
دستیار ارشد وزیر خارجه ایران: روحانی و اردوغان به دیدار پوتین میروند
حسین جابری انصاری که در مسکو به سر میبرد، گفت که رئیس جمهور ایران و همتای ترک او به زودی برای دیدار با ولادیمیر پوتین راهی روسیه خواهند شد.
دستیار ارشد وزیر خارجه ایران در امور ویژه سیاسی این دیدار را هماهنگی تهران و مسکو در راستای "اهتمام ایران و روسیه به حل مسایل مختلف منطقهای" دانسته است. به گفته او، ایران، روسیه و ترکیه مذاکرات دیگری نیز در قالب نشست آستانه در یکی دو ماه آینده خواهند داشت.
انصاری خود برای "بررسی آخرین تحولات سوریه، جهان عرب و تحولات بینالمللی مرتبط با این مسایل" برای دومین بار در ماههای اخیر به روسیه سفر کرده است.
ایران و روسیه به همراه حزبالله لبنان در جنگ داخلی سوریه از بشار اسد، رئیس جمهوری این کشور پشتیبانی میکنند. ترکیه طرفدار بخشی از اپوزیسیون سوریه است.
بانک مرکزی ورشکستگی بانک آینده را تکذیب کرد
یکی از مسئولان بانک مرکزی: تمام خبرهای مربوط به ورشکستگی و اختلاس بانک آینده دروغ است
خبرهای منتشره از سوی رسانه های معاند در روز های اخیر نشان میدهد که بار دیگر این رسانه ها در تلاش هستند تا موجی از نگرانی بین سپرده گذاران سیستم بانکی از طریق انتشار اخبار کذب، ایجاد کنند.
اقتصاد ایران سال ۲۰۲۰ از رکود خارج میشود
بانک جهانی در جدیدترین گزارش خود اعلام کرد رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۹ به منفی ۳.۶ درصد میرسد.
این بانک رشد اقتصادی ایران را در سال ۲۰۲۰ به میزان ۱.۱ درصد اعلام کرده که نشان میدهد اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۰ از رکود خارج خواهد شد./فارس
البته امار بانک جهانی بر اساس امار ابکی بانک مرکزی تنظیم می شد. ان ش االه البته مثبت باشد.
از این پس تمامی مطالبم را در این تایپیک مینویسم و طبق قوانین از مطلب زدن پراکنده خودداری میکنم .
از نسوز اذر و فولاد کاویان چه خبر؟
گالیور حالت خوبه!؟
این تاپیک را خودت ایجاد کردی
پست بالا پست اول تاپیکه که خودت نوشتیش
این تایپیک را از کجا اوردید؟؟
من این تایپیک را ایجاد نکردم.
چند سالی فعالیتم خیلی کم شده بود که انگاری یه بابایی با نام من جور من را کشیده بود. دستش هم درد نکند.
یادم نیاد جند سال میش دیدن دو تا گالیور وجود داره البته پستهای اون خیلی کمتر بود تا من اعتراض کردم دیگر از اون ایدی فیک خبری نشد.
در هر صورت ممنون که این تاپیک را بالا اوردید.
سپاس کوپر گرامی.
معامله_گرآن بازنده
گرایش به #بی_نطمی و
بی_صبری دارند.......
@ahmadi_sirous
دوستان در زیر لینک چند ویدیوی فوق العاده را براتون میگذارم
برای سیو کردن ویدیو ها هر کدوم را جداگانه در سایت تبدیل کننده زیر قرار بدید و لذتش را ببرید
https://qdownloader.net/
...........................
https://www.youtube.com/watch?v=BdivjT4yfRo:301
https://www.youtube.com/watch?v=etG0bM1MJGI
بعد از انتشار تصویر رفتگر اردنی در حال تماشای بازی تیم ملی کشورش با استرالیا پادشاه این کشور از این شخص دعوت کرد تا بازی امروز تیم ملیشون در برابر سوریه رو در کنار هم ببینن
اردن هر دو بازی خودش در این جام رو با پیروزی پشت سر گذاشته.
یه دختره بوده که انگار تو مراسم گلدن گلوب مسئول پخش کردن آب بوده بعد تو عکس همه خودشو به زور جا میداده بهمن کلباسی با اونم داوطلبانه عکس انداخته. یه جوری ام دستشو انداخته دور کمرش انگار زن و شوهرن. =)))))
دستاوردهای درخشان یک فقیه
آیتالله مکارم شیرازی: ما پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسیدیم که اگر مادربزرگ بچهای، بچه را شیر دهد، مادر اصلی این بچه در خانه شوهر حرام ابدی نمیشود.
دستاوردهای درخشان یک فقیه آیتالله مکارم شیرازی: ما پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسیدیم که اگر مادربزرگ بچهای، بچه را شیر دهد، مادر اصلی این بچه در خانه شوهر حرام ابدی نمیشود.
جناب من از دست شما شاکی هستم!!!!
واسه فهم این موضوع چند ساعتی توی کما بودم
در رابطه با اون مطلبی که زن و شوهر حرام ابدی میشن
به مزخرف بودن این مذهب واقفم ولی به هر حال اطرافیان رو نمیشه کاری کرد
چرا و طبق کدوم قانون یا فقه، این زن و شوهر به هم حرام میشن، تا حالا نشنیده بودم امکانش هست توضیح بدید؟



