متاسفانه سطح دانش اقتصادی در میان اهالی بازار سرمایه حتی کسانی که دارای تجربه هستند، بعضا کمه و اگه بشه و بتونم سعی میکنم در حد بضاعتم به دیدگاه علم اقتصاد جریان اصلی در رابطه با متغیرهای کلان اقتصادی و نسبتشون با بازار سرمایه بنویسم.
مخصوصا در رابطه با بانک ها نرخ سود تورم برداشت های عجیبی و اشتباهی رایجه که نیاز به درک بهتری داره.
امیدوارم مشارکت دوستان رو هم داشته باشم و از نظراتشون هم بهره مند بشم.
شاید در حال حاضر و در ماه های اخیر مهمترین چالشی که بازار سرمایه باهاش دست به گریبان بوده بحث انتشار اوراق بدهی توسط دولت بوده که نرخ های اوراق خزانه رو تا حدود ۲۴% و بعضا ۲۵% بالا برده. خوب از اونجا که این اوراق بدون ریسک تلقی میشن، رقیب جدی ای برای اوراق بهادار به حساب میان.
احتمالا دوستان میدونن تا مهرماه حدود ۱۲۰ همت (هزار میلیارد تومان) اوراق منتشر شده و ظاهرا مجوز انتشار تا ۴۰۰ همت گرفته شده. با توجه به اینکه در سال آینده هم این اوراق منبع اصلی درآمدی دولت خواهند بود، به نظر میاد که همه بازار ها از جمله بازار بورس تا ماه ها تحت تاثیر قرار بگیره.
خوب امروز ظاهرا نرخ سود بین بانکی بعد از چند ماه اومده بالای ۲۰%، حدود ۲۰.۳%، خوب این الان خوبه بده؟
باید نگران بود؟ بانک ها دارن ربا میدن؟ برای بورس این خبر در چه جهتی کار میکنه؟
خوب وقتی منابع تو بازار بین بانکی کم باشه، لاجرم نرخ ها میره بالا، حالا چرا منابع کمه، چون دولت کسری بودجه داشته و داره، لذا رقابت بین بنگاه ها برای دریافت تسهیلات نرخ ها رو صعودی میکنه، البته در صورتی که بانک مرکزی مداخله نکنه یا بانک ها اضافه برداشت نداشته باشن.
این اتفاقه خوبیه؟ از منظر رفاه اجتماعی حتما جواب مثبته، کشوری که تورم ۵۰% داره، عملا نرخ های تامین مالی کمتر جهت و سیگنال غلطی به اقتصاد میده و inefficiency ایجاد میکنه، لذا این اقدام ترمز انتظارات تورمی رو میکشه
اگه متعاقبا نرخ سود بانکی افزایش پیدا کنه، رباست؟ ابدا، با تورم ۵۰% ای همچنان سپرده گذاران ۳۰% عقب هستن و این موضوع کاملا بی ربطیه
این برای بورس خبر خوبیه؟ مسلما نه، چون رقیب اصلی بازار سرمایه داره برای سرمایه ها جذاب تر میشه
در سال های ۹۲ تا ۹۶ این جوری بود که ما تورم کم حدود ۱۰ تا ۲۰٪ داشتیم ولی نرخ سود بانکی حتی به ۳۰% رسیده بود. جبران این فاصله باید یا با چاپ اسکناس توسط بانک مرکزی جبران میشد، یا سوختن سپرده ها… که نهایتا بانک مرکزی اسکناس چاپ کرد و شد اتفاقات سال های بعدی و تورم های افسار گسیخته….
اما در سال های ۹۷ به بعد ماجرا عکس شد، یعنی تورم رسید به ۳۰ و ۴۰ و ۵۰٪ ولی نرخ سود به محدوده ۱۵ تا ۱۸٪ ای رسید، حتما این کار سیاست گذار خطا بود، در واقع با افزایش تورم جامعه تب باید می کرد و ما این تب رو تو نرخ های بالای سود باید میدیدیم که محقق نشد…
در حال حاضر، نرخ سود بالا درسته که منجر به رکود میشه اما نشانه بیماری و معلوله و نه علت. پس این نرخ های بالا در کنار اصلاح ساختار بودجه در ماه های دیگه میتونه اقتصاد رو به ریل درست هدایت کنه.
واحدهای تولیدی در لایحه بودجه ۱۴۰۱ از معافیت مالیاتی ۵ درصدی برخوردار شدند
کشوری که مساله اول و اصلیش تورمه، علت تورمش هم عمدتا کسری بودجه دولت است، یعنی درآمدهاش خیلی کمتر از هزینه هاشه، میاد و مصوب میکنه که سال دیگه درآمدهاش کمتر تر شه!
خرج که از کیسه ی مهمان بود، حاتم طایی شدن آسان بود
دولت ها منابع پایدار دیگه ای برای تامین مالی در اقتصاد ندارن، اگه قرار باشه تولید هم مالیات نده، پس چطور دولت اداره شه؟
اینکه در کشور ما فعالیت های اصطلاحا غیر مولد، مالیات نمیدن، حتما ایراده، اینکه مالیات بر عایدی سرمایه نداریم و … ولی دقت بفرمایید، که اون نوع مالیات به منظور تنظیم گری انجام میشه و نه کسب درآمد پایدار! مثل اینکه هرساله در بودجه، بابت جریمه های رانندگی ردیف مشخصی در نظر گرفته میشه که در سال آینده انشا الله مردم اونقدر خلاف کنند که بودجه محقق شه! درآمد پایدار که نمی تونه مبتنی بر خلاف پایه ریزی بشه!!!
تصور کنید در محله تون، نگهبان خصوصی استخدام کردین، حالا به جای اینکه دونگی هر خونه یه سهم مشخصی بده، اینجوری قرار بذاریم، که از هر دزدی ای که اتفاق بیفته، ۲۰٪ اموال دزدی به نگهبان برسه! حالا اگه نگهبان کارش رو خوب انجام بده، چقدر سالی میگیره؟ چقدر انگیزه داره که کارش رو خوب و درست انجام بده؟!